حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
482
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
ذات قديم : - ذات ذاكر : به يادآورنده ، ذكرگوينده ، آنكس كه ذكر و ياد خدا كند ، ذاكران چهار مرتبه دارند : مرتبه ميل كه به ظاهر در خلوتخانه باشد و با زبان ذكر گويد و به دل در بازار خريد و فروش مشغول باشد . مرتبه ارادت كه ذكر گويد و دلش غايب باشد و آن را به تكلف حاضر كند . مرتبهء محبت كه ذكر بر دل مستولى شود . مرتبهء عشق كه مذكور بر دل مستولى شود و فرق است ميان آنكه نام معشوق بر دلش مستولى شود يا خود معشوق . از اهل تصوف هركه را در عروج افتاد در مرتبه چهارم است و تا ذاكر به مرتبه چهارم نرسد ، روح او را عروج ميسر نشود . « 1 » ذر : ذره ، موران كوچك . در هنگام تابش آفتاب از روزنهاى ، ذرات به چشم مىآيد كه بدان ذرّ گويند . عالم ذر ؛ هنگامى كه بشر از پشت آدم ( ع ) بيرون آمد ، خداوند آنان را وادار به اقرار و اعتراف وجود خويش كرد . ذكر : ياد ، ياد كردن ، بيان كردن ، بر زبان راندن ، در مقابل نسيان و فراموشى . به معناى برترى ، شرف ، باران درشت ، رگبار ، وعظ و اندرز . عرفا ؛ ذكر را حفظ ، طاعت ، مواظبت در عمل ، نماز ، بيان و قرآن مىدانند و دو گونه است : ذكر زبان و ذكر دل كه آدمى با مداومت در ذكر زبان به ذكر دل مىرسد . ذوق : چشيدن ، چشايى ؛ از معنا آگاهى يافتن و به اسرار معانى معرفت پيدا كردن . آغاز تجلّيات حق و آغاز درجات شهود حق به حق است . هنگامى كه زياد شود و به اواسط مقام شهود برسد ، شرب ناميده مىشود و زمانى كه به نهايت برسد رىّ ناميده مىشود . از تركيبات آن : ذوق عشق ، ذوق مى عشق ، ذوق جاودانى ، ذوق دنيا ، ذوق بقا و ذوق ايمان است . * * * [ ( ر ) ] راز : سرّ ، آنچه در نهان و دل باشد . هرچه از ديگران مخفى و پنهان باشد . سرّ الهى است كه پس از فنا در حق و بقاى به او به آن واقف شوند . راه : همان طريق سلوك سالك است از جمله عبادات ، مناسك و سير مقامات و منازل عرفانى ، منازل سلوك را گويند كه برخى آن را هزار گفتهاند . خواجه عبد اللّه انصارى در
--> ( 1 ) . نسفى ، عزيز الدين ، انسان كامل ، ص 114 .